ای خسرو خوبان نظری سوی گدا کن :(

 

سلام

سه ساعت بود ، بی حوصله تو اینترنت میچرخیدم که این شعر خودشو جلوی چشمام رسوند و روضه ی امشبم شد...خیلی قشنگه ... اینجا هم ثبت میکنم تا همیشه چشم های خسته ام رو از گناه پاک کنه :

 
با اینکه روضه خوانم و می خوانم از شما

فهمیده ام که هیچ نمی دانم از شما

یا ایها العزیز ذلیل و معاصی ام

باید ز شرم چهره بپوشانم از شما گریه

می ترسم از رسیدن آن جمعه ای که من

جای سلام روی بگردانم از شما

رویی نمانده به چشمت نظر کنمگریهگریه

پس بی دلیل نیست که گریزانم از شما

من اصل انتظار تو را برده ام ز یاد

با انتظارهای فراوانم از شما

من نان به نرخ نام تو خورده ام حلال کن

محض رضای ذائقه می خوانم از شما

.:.:.:.:.:..:.:.:.:.:..:.:.:.:.:..:.:.:.:.:..:.:.:.:.:..:.:.:.:.:..:.:.:.:.:..:.:.:.:.:.
خدایا ما را برای فرجش آماده کن


یا علی

/ 4 نظر / 18 بازدید
تا

اسم شاعر؟ زیبابود.

دانه سیب

سلام ! تصویر که خیلی زیباست . از شعری که گذاشتین هم خیلی لذت بردم . مخصوصا" بیت آخرش . قلمتون استوار یا قلمشون استوار[لبخند]

فرات(الصحوه الاسلاميه)

آقا اجازه دل زده ام از تمام شهر... بي تو دلم گرفته از اين ازدحام شهر... آقا اجازه دست خودم نيست ... خسته ام.. در درس عشق من صف آخر نشسته ام در اين کلاس ، عاطفه معنا نمي دهد اين جا کسي به پاي تو بر پا نمي دهد آقا اجازه بغض گرفته گلويمان آن قدر رد شديم که رفت آبرويمان............................ ____________________ تبريك براي حسن انتخابتان.. التماس دعاي فرج. يا زهرا