در محضر استاد

سلام

بیا که قبله‌ی ما گوشه‌ی خرابات است **** بیار باده که عاشق نه مرد طامات است

پیاله‌ای‌دو به من ده که صبح پرده درید**** پیاده‌ای‌دو فرو کن که وقت شهمات است

اگر دمی به مقامات عاشقی برسی**** شود یقینت که جز عاشقی خرافات است

چه داند آنکه نداند که چیست لذت عشق**** از آنکه لذت عاشق ورای لذات است

مقام عاشق و معشوق از دو کون برون است**** که حلقه‌ی در معشوق ما سماوات است

بنوش درد و فنا شو اگر بقا خواهی**** که زادراه فنا دردی خرابات است

 

 

می‌گویند پسری در خانه خیلی شلوغ‌کاری کرده بود. همه‌ی اوضاع را به هم ریخته بود.وقتی پدر وارد شد، مادر شکایت او را به پدرش کرد. پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت.

پسر دید امروز اوضاع خیلی بی‌ریخت است، همه‌ی درها هم بسته است، وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟ راه فراری ندارد! خودش را به سینه‌ی پدر چسباند. شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد. شما هم هر وقت دیدید اوضاع بی‌ریخت است به سوی خدا فرار کنید. «وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله» هر کجا وحشت زده شدید راه فرار به سوی خداست

"حاج آقای دولابی"

یا علی

/ 2 نظر / 24 بازدید
جوادکاشف زمانه

درود ایرانی وبلاک زیبایی دارید به ماهم سربزنید اگر مایل باشید می توانیم تبادل لینک نمائیم. ایرانی ایرانی بمان[لبخند]

یه نفر

چرا این آهنگتون دانلود نمیشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[گریه]