عنایت سحری

نوشته اند دلم را برای خون جگری

  بدون گریه زمانه نمی شود سپری

نیازمند تکامل به گریه محتاج است

 درخت آب ندیده نمی دهد ثمری

دو فیض، توشۀ راه سلوک عشاق است

 توسل سحری و عنایت سحری

هزار نافله خواندن چه فایده دارد

 اگر نداشته باشد به عاشقان نظری

به هر دری که زدم باز پشت در ماندم

 بس است در زدن من، بس است در به دری

برای بنده خریدن بیا سر بازار

 چه خوب می شود این مرتبه مرا بخری

بدون تو چه بلاها که بر سرم آمد

 چه حاجت است به گفتن، خودت که با خبری

همیشه خیر قنوت تو می رسد به همه

 اگر چه نام مرا در نوافلت نبری

خودت برای ظهورت دعا کن و برگرد

دعای من به خودم هم نمی کند اثری

یگانه منتقم خون کربلا برگرد

 قسم به عمه مظلومه ات بیا برگرد




          علی اکبر لطیفیان

/ 1 نظر / 21 بازدید
مهرانه

آشفته ترازآهم دربی سروسامانی سرگشته ترازبادم محکوم پریشانی ازدلهره لبریزم انگارکه پاییزم برگم که چنین عاشق برپای تو میریزم درکسوت بیتابی آتش زده برچوبم یعقوب نیم اما هم گریه ی یعقوبم یعقوب نیم اما هم گریه ی یعقوبم بیا مهدی بیا ای یوسف لیلایی ای عشق زلیخایی یارا به خداسوگندتودلخوشی مایی یارا به خداسوگندتودلخوشی مایی بیا مهدی ازفاصله سرشارم میسوزم و میبارم هم سینه ی پردردوهمدیده ی تردارم ای پادشه خوبان توخوب ترین هستی دردفترمحبوبان محبوب ترین هستی مِی،دادی وسرمستم دل بردی دل بستم هرجمعه نه هرلحظه من منتظرت هستم هرجمعه نه هرلحظه من منتظرت هستم بیا مهدی توآینه ی عشقی توجلوه ی معبودی تووعده ی قرآنی تومهدی موعودی تووعده ی قرآنی تومهدی موعودی بیا مهدی __________