در انتظار باران

سلام

مزرعه ی عاشقان به بار می آید

گریه ی ما یک زمان به کار می آید

این دل پاییزیم علامت خوبی است

بعد خزان نوبت بهار می آید

پای برهنه کنار جاده نشسته ام

منتظرم یعنی آن سوار می آید؟

اهل کرم بر فقیر سخت نگیرند

مطمئنم با دلم کنار می آید

حرف بزرگان ما دوتا شدنی نیست

او که بگوید سر قرار می آید

بافتن شعر ما به خاطر یار است

خب چه بگوییم به جای( یار می آید)


          علی اکبر لطیفیان

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢٤ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

نوشته اند دلم را برای خون جگری

  بدون گریه زمانه نمی شود سپری

نیازمند تکامل به گریه محتاج است

 درخت آب ندیده نمی دهد ثمری

دو فیض، توشۀ راه سلوک عشاق است

 توسل سحری و عنایت سحری

هزار نافله خواندن چه فایده دارد

 اگر نداشته باشد به عاشقان نظری

به هر دری که زدم باز پشت در ماندم

 بس است در زدن من، بس است در به دری

برای بنده خریدن بیا سر بازار

 چه خوب می شود این مرتبه مرا بخری

بدون تو چه بلاها که بر سرم آمد

 چه حاجت است به گفتن، خودت که با خبری

همیشه خیر قنوت تو می رسد به همه

 اگر چه نام مرا در نوافلت نبری

خودت برای ظهورت دعا کن و برگرد

دعای من به خودم هم نمی کند اثری

یگانه منتقم خون کربلا برگرد

 قسم به عمه مظلومه ات بیا برگرد




          علی اکبر لطیفیان

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢٤ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

سلام

خیلی دلم گرفته

نمیدونم چی کار دارم میکنم

کاش اشکامو میدید و میفهمید که چقدر از دستش ناراحتم...طوری که اصلن خوابم نمیبره

گریهگریه

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢٢ساعت ۱:۳٥ ‎ق.ظ توسط نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِی الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا وَیَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا کُلٌّ فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ 6 وَهُوَ الَّذِی خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ وَکَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَلَئِن قُلْتَ إِنَّکُم مَّبْعُوثُونَ مِن بَعْدِ الْمَوْتِ لَیَقُولَنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِینٌ 7 وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ لَّیَقُولُنَّ مَا یَحْبِسُهُ أَلاَ یَوْمَ یَأْتِیهِمْ لَیْسَ مَصْرُوفًا عَنْهُمْ وَحَاقَ بِهِم مَّا کَانُواْ بِهِ یَسْتَهْزِؤُونَ 8 وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَیَئُوسٌ کَفُورٌ 9 وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّیِّئَاتُ عَنِّی إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ 10 إِلاَّ الَّذِینَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِکَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ کَبِیرٌ 11 فَلَعَلَّکَ تَارِکٌ بَعْضَ مَا یُوحَى إِلَیْکَ وَضَآئِقٌ بِهِ صَدْرُکَ أَن یَقُولُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَیْهِ کَنزٌ أَوْ جَاء مَعَهُ مَلَکٌ إِنَّمَا أَنتَ نَذِیرٌ وَاللّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ وَکِیلٌ 12

 

 و هیچ جنبنده در زمین نیست جز آنکه روزیش بر خداست و خدا قرارگاه (منزل دائمی) و آرامشگاه (جای موقت) او را می‌داند، و همه احوال خلق در دفتر علم ازلی خدا ثبت است.«6» و اوست خدایی که آسمانها و زمین را در فاصله شش روز آفرید و عرش با عظمت او (شاید یک معنی عرش که روح و حقیقت انسان است اینجا مراد باشد) بر آب قرار داشت (شاید مراد از آب علم باشد) تا شما را بیازماید که عمل کدام یک از شما نیکوتر است. و محققا اگر به این مردم بگویی که پس از مرگ زنده خواهید شد، همانا کافران خواهند گفت که این سخن را هرگز حقیقتی جز سحر آشکار نیست.«7» و اگر ما عذاب را از آن منکران معاد تا وقت معین (هنگام مرگ) به تعویق اندازیم آنها گویند: چه موجب تأخیر عذاب شده؟ آگه باشند که چون هنگام عذاب برسد هرگز از آنان بازگردانده نشود و آنچه بدان تمسخر می‌کردند سخت آنان را فرا گیرد.«8» و اگر ما بشر را به نعمت و رحمتی برخوردار کنیم، سپس (چون کفران کرد) آن نعمت را از او بازگیریم او سخت به خوی نومیدی و کفران درافتد.«9» و اگر آدمی را به نعمتی پس از محنتی که به او رسیده باشد رسانیم (مغرور و غافل شود و) گوید که دیگر روزگار زحمت و رنج من سرآمده، سرگرم شادمانی و مفاخرت گردد.«10» مگر آنان که دارای ملکه صبر و عمل صالحند که بر آنها آمرزش حق و اجری بزرگ است.«11» (ای رسول ما) مبادا بعض آیاتی را که به تو وحی شده (درباره کافران به ملاحظاتی) تبلیغ نکنی و از قول مخالفانت که می‌گویند (اگر این مرد پیغمبر است) چرا گنج و مالی ندارد و یا فرشته آسمان همراه او نیست دلتنگ شوی، که وظیفه تو تنها نصیحت و اندرز خلق است، و حاکم و نگهبان هر چیز خداست.«12»

الجزء الثانی عشر سوره هود
 
جزء دوازدههم سوره هود

پی نوشت : یکشنبه 91/2/10 ساعت 21

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/۱٤ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ توسط نظرات ()

سلام

بیا که قبله‌ی ما گوشه‌ی خرابات است **** بیار باده که عاشق نه مرد طامات است

پیاله‌ای‌دو به من ده که صبح پرده درید**** پیاده‌ای‌دو فرو کن که وقت شهمات است

اگر دمی به مقامات عاشقی برسی**** شود یقینت که جز عاشقی خرافات است

چه داند آنکه نداند که چیست لذت عشق**** از آنکه لذت عاشق ورای لذات است

مقام عاشق و معشوق از دو کون برون است**** که حلقه‌ی در معشوق ما سماوات است

بنوش درد و فنا شو اگر بقا خواهی**** که زادراه فنا دردی خرابات است

 

 

می‌گویند پسری در خانه خیلی شلوغ‌کاری کرده بود. همه‌ی اوضاع را به هم ریخته بود.وقتی پدر وارد شد، مادر شکایت او را به پدرش کرد. پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت.

پسر دید امروز اوضاع خیلی بی‌ریخت است، همه‌ی درها هم بسته است، وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟ راه فراری ندارد! خودش را به سینه‌ی پدر چسباند. شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد. شما هم هر وقت دیدید اوضاع بی‌ریخت است به سوی خدا فرار کنید. «وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله» هر کجا وحشت زده شدید راه فرار به سوی خداست

"حاج آقای دولابی"

یا علی

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢٥ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ توسط نظرات ()

سلام
خسته شدم
از اینهمه دنپال سراپ رفتن خسته شدم
میخوام واستم...آره...
پاید تا پیشتر از این از خستگی خسته تر نشدم پاید واستم...
واستم پپینم کجا اومدم...
کجا پودم...
کجا داشتم میرفتم!
اصلن اینجا کجاست؟!
چرا اینجام؟!!
آیا اشتپاه اومدم؟
آیا اشتپاها اشتپاه اومدم؟
زمان منو اورده اینجا یا مکان منو اورده اینجا؟
یا پهتر پگم شرایط پاعث شده اینجا پاشم یا شرایطو خودم پاعث شدم اینجا پاشه؟

کلا از اینجا پودن احساس خوپی ندارم...
چون اینجا اونجایی نیست که وقتی چشمامو میپستم میدیدمش
اصلن چشمام دیگه نمیپینه که پپینم کجام

[گریه]
شایدم میپینه و جایی که رسیدم اینهمه آلوده هست که چیزی نمیپینم
پاید فکر کنم کدوم وری پرم...
یا علی
.
.
.
علی!!
فاطمه [ناراحت]
کاش میشد زندگی این دو نور واحد رو په تصویر کشید و الگوی زندگی های الان قرار داد...
کاش میشد پدون چشیدن تلخی گناه . ایمان اورد که گناه تلخه و شیرینی در ترکشه

رپ اغفرلی و ارحمنی...

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢٤ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ توسط نظرات ()

 

سلام

 


چرا هوا زمستونیه ؟ دیوار خونمون خونیه ؟

در خونه پر از هیزمه... مادر کجایی ؟؟

هوای کوچمون مه شده...گلای باغچمون له شده ...

حیاطمون پر از مردمه... مادر کجایی ؟؟؟

از آتیش در شعله ور ، هنوز داره زبونه میاد ،

داریم میمیریم از دلهره ، صدای تازیونه میاد ،

نکنه بوی آتیش از چادر مادره ای خدا ...

نکنه خون چادرش کار میخ دره ، ای خدا ...

خدا خدا ای خدا... ، واویلا ...



ببار ای بارون ببار ، شبیه مجنون ببار ،

به حال ما خون ببار ، ای بارون ،

دیگه نفس نداری ولی ، بیا بگو بازم یا علی ،

پاشو تا پر پر نشد تنت ، بریم تو خونه ،

بزار بگن علی بی کسه ، کسی به دادش نمی رسه ،

تو رو بخدا تا نکشتنت ، بریم تو خونه ،

مادر ببین اشک زینب ، ببین که بی قرار علی ،

نزار ببینم تو کوچه ها ، شکسته ذوالفقار علی ،

دیگه چشای مادرم منو نمیبینه ، ای خدا ...

آخه بابا مو میبرن ، تموم مدینه ، ای خدا ...

خدا خدا ای خدا... ، واویلا ...



ببار ای بارون ببار ، شبیه مجنون ببار ،

به حال ما خون ببار ، ای بارون ،

میخ دره که داغ هنوز ، پای دلت بساز و بسوز ،

می کشی مرهم خاک و خون ، به زخم پهلوت ،

خاکها با خون تو گل شدن ، همه مدینه قاتل شدن ،

غلاف سرد شمشیرشون ، شکسته با خون ،

بیا کمک زینبم بیا ، یه پارچه روی زخماش بزار ،

آتیش چه کرده با چادرش ، برو براش یه چادر بیار ،

حال دل بابا مونو ، کسی نمی دونه ، ای خدا ...

بعیده دیگه مادرم برسه به خونه ، ای خدا ...

خدا خدا ای خدا... ، واویلا ...

کلیپ تصویری

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=77655&musicID=86019

 

 

التماس دعا

یا علی

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱۸ساعت ۱:٢۸ ‎ق.ظ توسط نظرات ()

 سلام

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

دلم گرفته از زمونه دلخورم
بزار واست گلایه هامو بشمرم
به کی بگم که کوزه کوزه تشنه ام
به کی بگم هزار روز تشنه ام
نیومدی یه هفته خسته تر شدم
شکسته بودمو شکسته تر شدم
نیومدی و کوچه هم کلافه شد
یه جمعه به ندیدنت اضافه شد



یه دل دارم همیشه بی قرارته
قنوت من دعای انتظارته
به قطره قطره های گریه هام قسم
که بی قرار و بی پناه و بی کسم
یه دل دارم که حفظ شعر دوریو
نداره چاره ای به جز صبوریو
میخواد شریک گریه های من بشه
بیا ببین دل غریب من چشه


http://www.emamezaman.jahanpayam.net/modpub/Gallery/cache/ca55b7b2fc8498e3b7a12318fb8f7f08.jpg

نیومدی نیومدی نیومدی

نیومدی یه هفته خسته تر شدم
شکسته بودمو شکسته تر شدم
نیومدی و کوچه هم کلافه شد
یه جمعه به ندیدنت اضافه شد
نیومدی نیومدی نیومدی و غصه باز نفس گرفت

خدا تورو یه جمعه دیگه پس گرفتناراحت

 

نیومدی حصار دردو بشکنی
تو آخرین امید چشمای تر منیگریه

به امید آمدنش

یا علی

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱٢ساعت ٢:٠٢ ‎ق.ظ توسط نظرات ()


Design By : Pichak